توقعات بیجا


امكانات مالى و درآمد همه افراد یكسان نیست.همه نمیتوانند دریك سطح زندگى كنند.هر خانواده‏اى باید حساب دخل و خرج خودشان‏را بكنند و بر طبق درآمدشان خرج كنند.انسان همه طور میتواند زندگى‏كند.عاقلانه نیست كه براى تهیه امور غیر ضرورى دست‏به قرض و نسیه‏بزند.
خانم محترم،تو كدبانوى خانه هستى،عاقل و فهمیده باش،حساب‏خرج و دخلتان را بكن. ببین چطور میتوانید خرج كنید كه آبرویتان محفوظبماند و همیشه پولدار باشید، عاقبت‏اندیش باش،چشم و همچشمیهاى‏بیجا را كنار بگذار،اگر فلان مد لباس را در تن خانمى دیدى و وضع‏اقتصادى شما اقتضاى خرید آنرا ندارد،شوهرت را به تهیه آن وادار نكن، اگر چیز لوكس و قشنگى را در منزل همسایه مشاهده نمودى به شوهرت‏اصرار نكن كه باید آنرا تهیه كنى،اگر فلان دوست‏یا خویش و قوم شماخانه‏اش را با فرشهاى زیبا و گرانقیمت و اسباب لوكس زینت كرده لازم‏نیست‏خودتان را بسختى بیندازید تا از او تقلید كنید،تو كه میدانى وضع‏اقتصادى و در آمد شما ایجاب نمیكند چرا شوهرت را به وام گرفتن و نسیه‏گرفتن و قسطى خریدن و كارهاى غیر مشروع وادار میكنى؟
آیا عقلائى است كه براى رقابت‏با دیگران از بانك وام بگیرید وفلان جنس غیر ضرورى و لوكس را بخرید و در خانه بگذارید،آیا صلاح‏است كه زندگى خودتان را بر وام گرفتن و نسیه كردن و قسطى خریدن‏پایه‏گذارى كنید و یك سرى اشیاء غیر ضرورى را در خانه جمع‏آورى‏نمائید.
آیا بهتر نیست قدرى صبر كنید تا اوضاع مالى شما بهتر شود؟هرماه مقدارى از درآمدتان را پس‏انداز كنید،وقتى وضع اقتصادى شما خوب‏شد و توانستید جنس مورد نظرتان را تهیه نمائید با پول نقد آنرا خریدارى‏كنید.
بیشتر این رقابتها و ولخرجیها از خانمهاى نادان و خودخواه‏سرچشمه میگیرد.با دیدن یك چیز لوكس فورا بهوس افتاده و سر به جان‏شوهر بیچاره گرفته كه باید آنرا تهیه كنى.به قدرى نق نق و پافشارى نموده‏كه ناچار میشود وام بگیرد یا قسطى بخرد و خودش را بیچاره كند و همیشه‏قرضدار باشد.
گاهى ناچار میشود زندگى زناشویى را بر هم بزند و زن‏خودخواهش را طلاق بدهد تا از شر تقاضاهاى بیجا و سرزنشها وزخمزبانهاى او خلاص شود یا خودكشى كند تا از این زندگى پر از ایراد وبهانه نجات پیدا كند.به داستانهاى زیر توجه فرمائید:
«مردى در دادگاه میگفت:مدتى است زنم به واسطه القاآت زن‏همسایه پایش را توى یك كفش كرده كه باید یا برایش تلویزیون بخرم یاطلاقش بدهم.در ماه فقط 300 تومان حقوق میگیرم،صد تومانش اجاره‏خانه است‏با دویست تومان دیگر باید یكماه تمام مخارج خانواده سه نفریمان را تامین كنم،كجا میتوانم تلویزیون بخرم؟ (9) ».
مردى در دادگاه میگوید:«خانم دلش لباسهاى آخرین مدل‏میخواهد.خانم میخواهد خودش را عین یك زن مرد پولدار در بیاورد،آخربه خدا به دین به مذهب تمام حقوق من 900 تومان است،300 تومان آنراكرایه خانه میدهم.شما بگوئید من با 600 تومان شام و ناهار تهیه كنم یابراى خانم پوستیژ و كفش و كلاه بخرم؟»در آخر به مادر زنش میگوید:دختر مال شما.چشم، طلاقش میدهم ودور هر چه زن است‏خط میكشم (10) ».
مردى كه خودكشى كرده بود وقتى بهوش آمد گفت:«من شاگردراننده‏ام،سه سال است ازدواج كرده‏ام،زنم توقعات خارج از حد دارد،چون نمیتوانم توقعاتش را برآورده كنم مرتبا مرا سرزنش میكند،سرزنشهاى او بالاخره مرا بستوه آورد و تصمیم بخودكشى گرفتم (11) ».
زنى به شوهرش میگوید:«یا سیگار خارجى بكش یا طلاقم بده (12) ».
اینگونه زنها اصلا معنا و هدف ازدواج را درك نكرده‏اند.
زناشویى را یك نوع برده‏گیرى تصور نموده‏اند.بدین منظور شوهركرده‏اند كه به خواسته‏ها و هوسهاى كودكانه خویش جامه عمل بپوشند.
شوهرى را میخواهند كه مانند یك نوكر بى‏اجر و مزد بلكه یك اسیربرایشان زحمت‏بكشد و حاصل دسترنج‏خویش را دو دستى تقدیم خانم كند تا در راه بلند پروازیها و هوسهاى خام خویش به مصرف برساند.
كاش باین مقدار قناعت میكردند و توقعات بیش از حد نداشتند.
گاهى توقعاتشان به قدرى زیاد است كه مجموع درآمد شوهر كفایت‏نمیكند،اصولا كارى با درآمد شوهر ندارند،چیزى را كه هوس كردندحتما باید تهیه شود،هر چه بشود بشود،گر چه شوهر ورشكست‏شود یادست‏بكارهاى غیر مشروع بزند،خانم خواسته و باید تهیه شود.
یكى از عوامل بزرگ ورشكست مردها همین توقعات بیجاى‏خانمها و چشم و همچشمیهاست، سرزنشها و نق نق‏هاى زن است كه مردرا به كارهاى غیر مشروع وادار میكند،اینگونه زنهاى از خود راضى وخودخواه ننگ بانوان بشمار میروند.گیرم با این توقعات و ایرادها طلاق‏گرفتى آنوقت كارت اصلاح میشود،نه،مطمئن باش هرگز بآرزوهایت‏نخواهى رسید،میروى در خانه سر بار پدر و مادرت خواهى شد و تا آخرعمر باید از نعمت انس و محبت و بچه‏دارى محروم شوى،خیال میكنى‏مردها براى خواستگارى تو صف كشیده‏اند،نه،چنین نیست، زنهائیكه‏طلاق میگیرند كمتر شانس ازدواج دارند،بر فرض اینكه شوهر دیگرى‏پیدا كردى از كجا كه بهتر از شوهر اولت‏باشد؟
آیا بهتر نیست عاقبت‏اندیش باشى؟حساب دخل و خرجتان رابكنید و به مقدار درآمدتان خرج كنید؟مگر خوشى و آسایش فقط با كفش‏و لباس و تلویزیون و یخچال فراهم میشود؟به جاى این بلند پروازیها وهوسهاى خام به زندگى و خانه‏دارى و شوهردارى بكوش.با اظهار مهر ومحبت محیط خانه را با صفا و نورانى كن.با زندگى دیگران كارى نداشته‏باش.بر طبق درآمدتان خرج كنید.و از نعمت انس و محبت لذت ببر،با شوهر و فرزندانت‏بگویید و بخندید، در مخارج روزانه صرفه‏جویى كن،تااوضاع مالى شما بهتر شود و زندگى آبرومندى پیدا كنید، شاید در آینده‏بتوانى به خواسته‏هاى خودت برسى،حتى اگر شوهرت ولخرج است وبیش از توانایى خویش خرج میكند جلوش را بگیر،نگذار براى خریداشیاء غیر ضرورى وام بگیرد یا قسطى بخرد،زندگى شما مشترك است،هر چه او داشته باشد در واقع مال شما است،نترس نه ثروتش را بدیگرى‏میدهد نه در خانه دیگرى صرف میكند،به جاى خرید اشیاء تجملى و غیرلازم وسائل ضرورى منزل را تهیه كنید،براى حوادث و پیش‏آمدها كه‏خواه ناخواه براى همه كس اتفاق میافتد پس‏انداز داشته باشید.
پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود:«هر زنیكه با شوهرش‏سازگار نباشد و او را بر چیزهائیكه فوق توانایى اوست وادار كند اعمالش‏مورد قبول خدا واقع نمیشود و در قیامت مورد غضب پروردگار جهان قرارمیگیرد (13) ».
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:هر زنیكه با شوهرش‏ناسازگارى كند و به آنچه از جانب خدا رسیده قناعت ننماید و بر شوهرش‏سختگیرى كند و بیش از حد توانایى خواهش كند اعمالش قبول نمیشود وخدا بر او خشمناك خواهد بود (14) ».
پیغمبر اسلام فرمود:«بعد از ایمان به خدا نعمتى بالاتر از همسرموافق و سازگار نیست (15) ».

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 دی 1388    | توسط: نوید    |    | نظرات()