اگر عصبانى شد سكوت كن


مرد در خارج منزل با صدها مشكل و گرفتارى مواجه میشود،باافراد مختلف سر و كار پیدا میكند،آنگاه با افكار پریشان و اعصاب خسته‏وارد منزل میگردد،چنین شخصى اگر با كوچكترین حادثه ناگوارى‏برخورد كند عصبانى میشود،در آن حال ممكن است از خود بیخود شده به‏زن و فرزندانش توهین كند.خانمى كه فهمیده و با هوش باشد گرفتاریها ومشكلات شوهرش را در نظر مجسم نموده به حال زار او ترحم میكند، دندان بر سر جگر گذاشته در مقابل عصبانیتها و داد و فریادهاى او سكوت‏میكند.وقتى مرد عكس العملى ندید به زودى از عصبانیت مى‏افتد.و ازكردار خویش پشیمان میشود.بلكه در صدد عذرخواهى و تلافى برمیآید.
ساعتى بعد كدورتها رفع شده زن و شوهر به حالت اول باز میگردند.باهمان مهر و صفاى سابق بلكه زیادتر به زندگى ادامه میدهند.
اما اگر خانم موقعیت‏حساس و خطرناك شوهرش را درك نكرد ودر مقابل عصبانیت او عكس العمل نشان داد،جوابش را داد،داد زد،جیغ‏كشید،دشنام داد،نفرین كرد،در اینصورت آتش خشم مرد شعله‏ور میگردد.
از خود بیخود شده درجه فحش و ناسزاگویى را بالا میبرد.كم كم زن و مردمانند دو گرگ درنده به جان هم مى‏افتند.ممكن است در اثر یك حادثه‏جزئى طلاق و جدایى بمیان آید،و كانون گرم خانوادگى از هم بپاشد،بسیارى از طلاقها در اثر همین حوادث كوچك بوجود آمده است،حتى‏ممكن است مرد در اثر شدت عصبانیت كه خودش یك نوع جنون است‏مانند كوه آتش‏فشان یك دفعه منفجر گردد و جنایت و قتل فجیعى ببارآورد.به داستان زیر توجه فرمایید:
«مردى...خود و همسر و نادختریش را با گلوله كشت،زندگى این‏زن و شوهر از همان آغاز زناشویى با اختلاف و تلخ كامى توام بود.هربامداد و شامگاه به علت عدم توافق و همآهنگى به مشاجره میپرداختند.
شوهر كه خسته از سر كار به خانه آمده بود،اعصابش ناراحت‏بود.
مشاجره بینشان شروع شد.مرد همسرش را كتك زد.زن میخواست‏به‏كلانترى برود كه مرد با گلوله،خود و او و نادختریش را كشت‏». (1)
آیا بهتر نیست‏خانم در این موقع،موقعیت‏خطرناك و حساس‏شوهرش را در نظر بگیرد و چند دقیقه دندان بر سر جگر بگذارد وعكس العملى از خویش نشان ندهد؟و بدینوسیله از انحلال پیمان مقدس‏ازدواج و خطرات احتمالى و قتل و جنایت جلوگیرى كند؟
آیا سكوت چند دقیقه مشكل‏تر است‏یا تن دادن به این همه نتائج وآثار تلخ؟!مبادا خیال كنید ما میخواهیم بدینوسیله از مرد دفاع كنیم و او رابى‏تقصیر معرفى نماییم.نه هرگز چنین قصدى نداریم.البته مرد هم تقصیردارد.نباید دق و دل دیگران را به سر خانواده بیگناهش خالى كند-دربخش آینده در این باره بحث‏خواهد شد-بلكه منظور این است:اكنون كه‏مرد نتوانسته اعصابش را كنترل كند و با جهت‏یا بى‏جهت عصبانى شده‏همسرش باید با عقل و فراست موقعیت‏خطرناك او را درك كند و براى‏حفظ كانون مقدس زناشویى و جلوگیرى از خطرات احتمالى،فداكارى‏نموده دندان بر سر جگر بگذارد و سكوت اختیار كند.
معمولا خانمها چنین فكر میكنند:اگر در مقابل خشم شوهرم‏سكوت كنم احترام و وقعیت‏خودم را از دست میدهم و خوار و خفیف‏میشوم.در صورتیكه قضیه كاملا بر عكس است.اگر مرد در حال عصبانیت‏همسرش را مورد توهین و دشنام قرار داد و از او عكس العملى ندید بعدا به‏طور حتم پشیمان خواهد شد.سكوت او را یك نوع فداكارى و ادب‏زندگى میشمارد،و علاقه‏اش چند برابر خواهد شد.در حال عادى فكرمیكند كه با اینكه به همسرم توهین كردم و میتوانست پاسخ دهد لیكن‏بردبارى نمود و سكوت اختیار كرد معلوم میشود زن فهمیده و دانایى است،به من و زندگى علاقه‏مند است. در اینصورت یقینا از كردار خویش پشیمان خواهد شد.اگرهمسرش را مقصر بداند عفوش میكند و اگر بیخود عصبانى شده درمحكمه وجدان محكوم میگردد و عذرخواهى مینماید.پس چنین زن‏فداكارى نه تنها كوچك نمیشود بلكه شخصیت و بزرگى او براى شوهرش‏و دیگران باثبات خواهد رسید.
پیغمبر اسلام فرمود:«هر زنیكه در مقابل بد اخلاقى‏هاى شوهرش‏بردبارى كند خدا ثواب آسیه دختر«مزاحم‏»را به وى عطا خواهد كرد» (2) .
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:«بهترین زنان شما زنى است‏كه هر گاه شوهرش را خشمناك دید بگوید:در مقابل خواسته‏هاى تو تسلیم‏هستم.تا از من راضى نشوى خواب به چشمم نخواهد رفت‏» (3) .
رسول خدا فرمود:«عفو و بخشش عزت و بزرگى صاحبش رازیادتر میكند.عفو داشته باشید تا خدا شما را عزیز گرداند» (4) .
سرگرمیهاى مرد
بعضى از مردها دوست دارند در خانه اشتغالات و سرگرمیهاى‏مخصوصى داشته باشند،یا انواع تمبرها را جمع‏آورى میكنند.یا عكسهاى‏مختلف را جمع‏آورى میكنند،یا نمونه خطها و امضاها را تهیه مینمایند،یاكتابهاى خطى و چاپى را جمع میكنند،یا به پرورش حیوانات از قبیل مرغ‏و بلبل و قنارى ابراز علاقه میكنند،یا به نقاشى و كارهاى هنرى مى‏پردازند،یا به گلكارى علاقه نشان میدهند،یا به خواندن كتاب و مجلات‏مشغول میشوند.
این قبیل سرگرمیها را میتوان از بهترین تفریحات سالم شمرد.نه‏تنها ضررى ندارند بلكه منافعى هم در بر دارند.مرد را به خانه مانوس وعلاقه‏مند مى‏سازند،نگرانیهاى روحى و خستگیهاى اعصاب را برطرف‏میسازند،بیكارى و فراغت غم و غصه تولید میكند،و اشتغال به كار یكى‏از طرق معالجه بیماران روانى بشمار میرود.كسانیكه همیشه مشغولیاتى‏داشته باشند كمتر به ضعف اعصاب و بیماریهاى روانى مبتلا میشوند،چون‏به خانه علاقه‏مند هستند و اشتغالات دائمى دارند از ولگردى در خیابانها وآلوده شدن به عادتهاى خطرناك و پا نهادن به مراكز فساد تا حدى‏مصونیت دارند.
بنابراین،خانمها باید این قبیل اشتغالات را محترم بشمارند،مردرا مورد تحقیر و سرزنش قرار ندهند و كارهایش را احمقانه و بیفائده‏نشمارند،بلكه تشویقش كنند،و در موارد لازم با او همكارى نمایند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 دی 1388    | توسط: نوید    |    | نظرات()