تبلیغات
آئین همسرداری و ازدواج موفق

شكایت و درد دل

شكایت و درد دل


هیچكس نیست كه ناراحتى و گرفتارى و درد دل نداشته باشد.
هر كسى دوست دارد غمخوار و محرم رازى پیدا كند،گرفتاریهاى خویش‏را برایش شرح بدهد.حس ترحمش را تحریك نموده دلش را كباب كند.
و بدینوسیله غمى از دل خودش برداشته آرامش خاطرى بدست آورد.لیكن هر سخن جایى و هر نكته مقامى دارد.براى درد دل نیز موقعیت مناسب لازم‏است.در هر جا و هر زمان و با هر شرایطى نباید شكایت را شروع كرد.
خانمهاییكه نادان و خودخواهند و از رموز معاشرت و آداب شوهردارى‏بى‏اطلاعند آنقدر ظرفیت و حوصله ندارند كه مشكلات را تحمل نمایند ودرد دلها را تا موقع مناسب به تاخیر بیاندازند.هنگامى كه شوهر بیچاره باتن خسته و اعصاب ناراحت وارد منزل میشود تا دمى بیاساید از همان‏ساعت اول با شكایتها و درد دلهاى همسر نادانش مواجه میشود و از خانه وكاشانه بیزار میگردد:
مرا با این بچه‏هاى جوانمرگ شده رها كردى و رفتى،احمدجوانمرگ شده شیشه درب اتاق را شكست.منیژه با پروین دعوا كردند.ازسر و صداى بچه‏ها و مردم،ضعف اعصاب گرفتم،دیوانه شدم.تكلیف مرابا این بچه‏هاى شیطان معلوم كن.آخ از دست‏بهرام.جوان مرگ شده اصلادرس نمیخواند.امروز كارنامه‏اش را از مدرسه فرستادند چند نمره تك‏داشت.حیف از من كه براى اینها زحمت میكشم.از صبح تا حال بقدرى‏كار كردم كه از حال و كار افتادم.كسى بفریادم نمیرسد.
این بچه‏ها هم كه دست‏به سیاه و سفید نمیگذارند.كاش اصلا بچه‏نداشتم.راستى امروز خواهرت آمد اینجا.نمیدانم چرا با من سر دعواداشت،خیال میكرد ارث پدرش را خورده‏ام. امان از دست مادرت،رفته‏اینطرف و آنطرف پشت‏سرم بدگویى كرده.من از دست اینها به تنگ‏آمده‏ام.حیف از من كه در یك چنین خانه‏اى زندگى میكنم.واى دستم راببین رفتم غذا بپزم كارد آشپزخانه دستم را برید.راستى دیروز رفتم مجلس‏عروسى سهراب.كاش اصلا نرفته بودم.آبرویم پاك رفت.خانم حسن آقا آمده بود با چه سر و وضع و لباسهایى!!خدا بخت و شانس بدهد.مردم‏چقدر زنهایشان را دوست دارند.چه لباسهایى برایش خریده بود.
اینها را میگویند شوهر.وقتى وارد مجلس شد همه باو احترام‏كردند.بله مردم فقط به لباس نگاه میكنند.آخر چى چى من از او كمتره كه‏باید اینقدر افاده كند.بله بخت و اقبال داره شوهرش دوستش میداره،مثل‏تو نیست.من كه دیگر نمیتوانم در خانه خراب شده براى تو و بچه‏هایت‏جان بكنم هر فكرى دارى بكن.
خانم محترم،این رسم شوهردارى نیست.تو خیال میكنى شوهرت‏براى تفریح و خوشگذرانى از خانه بیرون رفته است.براى كسب و كار وتهیه روزى خارج شده است.از صبح تا حال با صدها گرفتارى مواجه بوده‏كه تو تاب تحمل یكى از آنها را ندارى.از گرفتاریهاى ادارى یا كسبى اواطلاع ندارى.نمیدانى با چه اشخاص بدجنس و حیله باز و موذى برخوردنموده و چه عقده‏هایى در روحش گذاشته‏اند.از روح پژمرده و اعصاب‏خسته او خبر ندارى.اكنون كه از گرفتاریهاى خارج فرار كرده و به خانه‏پناه آورده شاید دمى استراحت كند،به جاى آنكه غمى از دلش بر دارى‏هنوز نرسیده در شكایت و نق نق را باز میكنى.آخر این بدبخت چكند كه‏مرد شده،در خارج منزل با آن همه گرفتاریها مواجه است در خانه هم باشكایتها و ایرادها و بهانه‏جوئى‏هاى تو مواجه میشود.انصاف خوب است.
قدرى هم به فكر او باش.در این حال جز این چاره‏اى ندارد كه یا داد وفریاد راه بیندازد تا از شكایتهاى بیجا و زخم زبانهاى تو نجات پیدا كند یااز خانه فرار كند و به یك قهوه‏خانه یا مهمانخانه یا سینما یا جاى دیگرپناهنده شود.یا واله و سرگردان در خیابانها پرسه بزند. خانم گرامى،براى رضاى خدا و براى حفظ شوهر و خانواده‏ات‏از این شكایتها و نق و نق‏هاى بیجا دست‏بردار،زیرك و دانا باش‏وقت‏شناس باش.اگر هم واقعا درد دل دارى قدرى صبر كن تا شوهرت‏استراحت كند،اعصابش راحت‏شود.آنگاه كه سر حال آمد.و موقعیت‏مناسبى پیدا شد میتوانى مطالب لازم و ضرورى را به عنوان مشورت نه‏اعتراض،با او در میان بگذارى و در صدد چاره جویى بر آیید.اما اگر به‏شوهر و خانواده‏ات علاقه دارى از ذكر وقایع و حوادث جزئى و غیرضرورى بهر حال خوددارى كن.و با نق نق‏هاى دائمى اعصاب شوهرت راخسته نكن.بگذار به كار خود برسد.او هم به قدر كافى گرفتارى دارد.به‏داستان زیر توجه فرمایید:
خانمى به نام...میگوید:من از اول زن نق نقویى بودم.هر روزنق نق‏هاى من بیشتر و شدیدتر مى‏شد.تا آنجا كه پس از هشت‏سال زندگى‏مشترك با...چند جمله بود كه تقریبا هر شب با اندكى تغییر بین ما رد وبدل مى‏شد.آن هم از وقتى كه شوهرم وارد خانه مى‏شد تا وقتى شام بخوردو توى رختخواب برود:واى خسته شدم.پدرم در آمد.چرا؟از بس كاركردم.كارهاى این خانه بى‏صاحب مانده هم كه تمام نمى‏شود.هر طرفش رابگیرى باز یك طرفش روى زمین است.
-آخر این كارهاى تو چیست كه تمام نمى‏شود؟
-آه چه میدانم همین كارهاى لعنتى است.آب،جارو،ظرفشویى،رختشویى،غذا پختن،راست و ریس كردن اوضاع خانه،تر و خشك كردن‏بچه‏ها.
-عزیزم این كارها كه تو میگویى همه جا هست توى همه خانه‏ها همه زنها این كارها را میكنند.تو چرا سر من منت میگذارى؟
-واى منت،چه منتى؟جانم به لب رسیده پدرم در آمده تو چه‏مى‏فهمى؟همین میروى و پشت میز اداره مى‏نشینى و پول میگیرى و مى‏آیى‏خانه.دیگر چه میدانى خانه چطور مرتب شده چطور نظافت‏شده؟
-اى واى خانم جان بس كن.
-خوب بله آقا حوصله شنیدنش را هم ندارى.من پدرم در آمده‏مریض شده‏ام دارم مى‏میرم.
-عزیزم مریض شده‏اى برو دكتر.
-با كدام پول؟
-اى ناشكر این همه پول از من میگیرى باز هم...
-كدام پول،چه پولى؟همه‏اش خرج زندگیت میشود.آن هم چه‏زندگى همه‏اش پر از بدهكارى، قسطهاى عقب افتاده.امروز مجبور شدم‏از كسبه سر محله نسیه كنم.
و بعد شوهر بیچاره‏ام وقتى از این همه نق نق جانش به لب مى‏آمدلحاف را روى سرش مى‏كشید و مى‏خوابید.مادرم غالبا در جریان زندگى مابود و بارها مرا نصیحت میكرد كه دست از این نق نق‏ها بردارم.و من گوش‏نمیدادم تا یك روز وقتى شوهرم سر كار رفته بود به من گفت:هر چه‏نصیحت كردم گوش ندادى حالا بكش كه سزایت همین است.شوهرت...
من مثل دیوانه از جا پریدم.نه باور نمى‏كنم.
بسیار خوب حالا كه باور نمى‏كنى تحقیق كن تا بدانى.تا ساعت‏دو بعد از ظهر كه شوهرم...از سر كار بیاید خونم خونم را مى‏خورد.وقتى‏آمد اول با عصبانیت‏بعدا با گریه موضوع را در میان گذاشتم.گفت:میدانى تو زندگى را براى من كوفت میكردى.هیچوقت فكر نمى‏كردى كه من‏روزى دو سرویس كار میكنم تا چرخ زندگیمان بگردد.شب خسته و كوفته‏به خانه مى‏آیم، حوصله نق نق ندارم،آن قدر خسته هستم كه تو دیگر حق‏ندارى با حرف زدن از كارهاى خانه مرا از زندگى بیزار كنى.ولى تو این‏كار را میكردى و هنوز هم میكنى.واقعا مرا از زندگى بیزار كرده‏اى.گاهى‏فكر كرده‏ام كه اگر صاحب بچه نبودیم بهتر بود از هم جدا شویم.از این‏جهت تصمیم گرفته‏ام در جایى آرامش پیدا كنم و پیدا كردم.
-من درست‏شش ماه زحمت كشیدم تا مجددا شوهرم را به زندگى‏علاقه‏مند كنم ولى این برایم تجربه‏اى شد كه دیگر شوهرم را كه در خارج‏به اندازه كافى خسته مى‏شود در خانه با شرح ملال خودم خسته‏تر نكنم.
حالا فهمیده‏ام كه خانه جاى استراحت مرد است نه جاى عذاب (11)
پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:هر زنیكه به وسیله زبان‏شوهرش را اذیت كند نمازها و سایر اعمالش قبول نمیشود،و لو هر روزروزه باشد و شبها را براى تهجد و عبادت برخیزد،و بنده‏هایى آزاد كند وثروتش را در راه خدا انفاق نماید.زنیكه بد زبان باشد و بدینوسیله‏شوهرش را بیازارد نخستین كسى است كه داخل دوزخ میشود. (12)
رسول خدا فرمود:هر زنیكه شوهرش را در دنیا اذیت كندحور العین به او میگویند:خدا ترا بكشد.شوهرت را اذیت نكن.این مرد ازشما نیست و لیاقت او را ندارید بزودى از شما مفارقت نموده به سوى مامیآید. (13)
نمیدانم منظور خانمها از این غرغرها چیست؟اگر میخواهند توجه‏شوهر را جلب نموده خودشان را محبوب و زحمتكش و خیرخواه جلوه‏دهند،مطمئن باشند كه نتیجه معكوس خواهند گرفت.نه تنها محبوبیتى پیدانمیكنند بلكه مبغوض شوهر واقع خواهند شد.و اگر منظورشان اینست كه‏اعصاب شوهرشان را ناراحت كنند تا از كار و زندگى سیر شود و به‏بیماریهاى اعصاب مبتلا گردد و از خانه فرار كند و براى تخدیر اعصاب به‏اعتیادهاى خطرناك گرفتار شود و به مراكز فساد قدم بگذارد و بالاخره‏دق كش شود البته بدانند كه موفقیت و پیروزى آنها حتمى است.
خانم محترم،اگر به شوهر و زندگى علاقه دارى از این رفتار زشت‏و غیر عقلائى دست‏بردار.آیا احتمال نمیدهى كه شكایتهاى بیجاى توباعث قتل و جنایتى شود یا كانون خانوادگى شما را متلاشى سازد؟به‏داستان زیر توجه كن:
«وقتى...به خانه آمد همسرش در حالیكه دختر سه ساله‏اش را دربغل داشت‏به شوهرش گفت: دو نفر از همكاران او به منزل آمده ناسزاگفتند.مرد سخت ناراحت‏شد و در اثر جنون آنى چاقویش را در شكم‏فرزند خردسالش فرو كرد و به قتل رسید.مرد به چهار سال زندان محكوم‏شد. (14) »
یك پزشك در دادگاه میگوید:«در تمام مدت زندگى ما،همسرم‏حتى یكبار رفتارى كه شایسته یك زن خوب و كدبانو است نداشت.خانه‏ما همیشه نامرتب و درهم است.فریادها و بهانه‏جوئیها و دشنامهاى زننده‏او مرا بستوه آورده است.آنگاه حاضر میشود با پرداخت پنجاه هزار تومان پول از شر او خلاص شود.و با خوشحالى میگوید راستش را بخواهید اگرتمام ثروت و حتى مدرك پزشكى‏ام را میخواست میدادم تا زودتر خلاص‏شوم.»

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 دی 1388    | توسط: نوید    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

خوش اخلاق باش

خوش اخلاق باش


كسیكه خوش اخلاق باشد،با مردم خوشرفتارى كند،با لب خندان‏سخن بگوید،در مقابل حوادث و مشكلات بردبار باشد،محبوب همه است،دوستانش زیادند،همه دوست دارند با او معاشرت و رفت و آمد كنند،عزیزو محترم است،به ضعف اعصاب و بیماریهاى روانى مبتلا نمیشود،برمشكلات و دشواریهاى زندگى پیروز میگردد،از زندگى لذت میبرد،و برمعاشرانش خوش میگذرد.
امام صادق علیه السلام فرمود:«هیچ زندگانى گواراتر از خوش‏اخلاقى نیست.» (1)
اما كسیكه بد اخلاق باشد،با صورت درهم كشیده با مردم ملاقات‏كند،در مقابل حوادث و ناملایمات داد و فریادش بلند شود،بیخود داد وقال راه بیندازد،تند خو و بد زبان باشد زندگى تلخ و ناگوارى خواهدداشت،خودش همیشه ناراحت و معاشرینش در عذابند،مردم از او متنفر واز معاشرتش گریزانند،آب خوش از گلوى خودش و معاشرانش پائین‏نمیرود،خواب و خوراك درستى ندارد.براى انواع بیماریها مخصوصاضعف اعصاب كاملا آمادگى دارد،همیشه اوقاتش تلخ و آه و ناله‏اش بلند است،دوستانش كم‏اند،محبوب كسى نیست.
پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله فرمود:«آدم بد اخلاق نفس خودش‏را در رنج و عذاب دائم قرار میدهد.» (2)
خوش اخلاقى براى همه لازم است مخصوصا براى زن و شوهرضرورت دارد،زیرا همیشه با هم هستند و ناچارند با هم زندگى كنند.
خانم محترم،اگر میخواهى به خودت و شوهر و بچه‏هایت‏خوش‏بگذرد اخلاقت را اصلاح كن، همیشه شاد و خندان باش،اوقات تلخى ودعوا نكن،خوش برخورد و شیرین زبان باش،با اخلاق خوش میتوانى‏خانه‏ات را بصورت بهشت‏برین درآورى،حیف نیست‏با بداخلاقى آنرا به‏صورت جهنم سوزانى تبدیل كنى و خودت و شوهر و فرزندانت در آن‏معذب باشید؟تو میتوانى فرشته رحمت‏باشى،محیط خانه را با صفا ونورانى گردانى،چرا آنرا به صورت زندان تاریكى در میآورى؟لب خندان وشیرین زبانى تو دل شوهر و فرزندانت را غرق سرور و شادمانى میگرداند،غم و اندوه را از دلشان بر طرف میسازد.آیا میدانى:بامداد كه رزندانت‏به‏مدرسه یا سر كار میروند اگر با تبسم و گرمى از آنها بدرقه كنى چه تاثیرنیكوئى در روح و اعصابشان خواهى گذاشت.
اگر به زندگى و شوهرت علاقه دارى بد اخلاقى نكن،زیرا اخلاق‏خوب بهترین پشتوانه پیمان زناشویى است.
اكثر طلاقها در اثر بد رفتارى زن و شوهر و عدم توافق اخلاقى پیدامیشود.آمار طلاقها این مطلب را تایید میكند.عدم توافق اخلاقى نخستین‏علت‏بروز اختلافات خانوادگى است.
به عنوان نمونه به آمار سالهاى 47 و 48 و 49 اشاره میكنیم:«درسال 1347 از 16039 پرونده شكایت كه به دادگاه خانواده رسیده است،12760 پرونده بر اساس عدم توافق اخلاقى بوده است.در سال 1348 ازمیان 16058 پرونده اختلافات زناشویى 11246 پرونده به عدم توافق‏میان زن و شوهر اختصاص داده شده است.یعنى با یك آمار خیلى ساده‏مى‏بینیم كه بیش از هفتاد درصد اختلافات زناشویى به واسطه عدم توافق‏اخلاقى بروز میكند. (3) »
خانم محترم،با خوش اخلاقى عشق و محبت‏شوهرت را جلب كن‏تا به زندگى و خانواده علاقه‏مند شود،با شوق و ذوق كار كند و اسباب رفاه‏شما را فراهم سازد،اگر خوش اخلاقى كردى دنبال شب نشینى و عیاشى‏نمى‏رود و زودتر به خانه میآید.
زنى به شوراى داورى شكایت كرد كه:«شوهرم همیشه ناهار و شام‏را بیرون خانه میخورد.
شوهر جواب داد:علت اینست كه زنم اصلا سازگارى ندارد وبد اخلاق‏ترین زن دنیاست.
زن ناگهان خیز برداشت و در حضور اعضاى داورى شوهرش راكتك زد. (4) »
این خانم نادان خیال میكرد با شكایت و فحش و كتك میتوان‏شوهر را به خانه جلب كرد،در صورتى كه یك راه عقلى و ساده داشت وآن خوشرفتارى و خوش اخلاقى بود.
زنى در شوراى داورى گفت:شوهرم 15 ماه است كه با من حرف‏نمیزند و مخارج ما را به وسیله مادرش مى‏فرستد.
مرد در جواب گفت:چون از دست‏بد اخلاقیهاى زنم بتنگ آمده‏بودم تصمیم گرفتم صحبت نكنم و مدت 15 ماه است‏باینكار ادامه‏میدهم. (5) »
اكثر مشكلات زناشویى را با هوشیارى و اخلاق خوش میتوان حل‏كرد.اگر شوهرت كم محبت است،اگر به خانه و زندگى علاقه ندارد،اگردنبال عیاشى میرود،اگر دیر به خانه میآید، اگر شام و ناهار را بیرون صرف‏میكند،اگر بد رفتارى میكند،اگر تندخویى و دعوا میكند،اگر ثروتش رابباد میدهد،اگر دم از طلاق و جدایى میزند همه اینها و صدها مانند اینها رابوسیله خوشرفتارى و اخلاق خوش میتوان حل كرد.تو اخلاق و رفتارت‏را عوض كن و نتیجه اعجاز آمیز اخلاق خوب را تماشا كن.
امام صادق علیه السلام فرمود:«خدا به آدم خوش اخلاق ثواب‏جهاد میدهد،صبح و شب برایش ثواب نازل میشود. (6) »
حضرت صادق علیه السلام فرمود:هر زنیكه شوهرش را اذیت كندو اندوهگینش سازد و از رحمت‏خدا دور است.و هر زنیكه به شوهرش‏احترام بگذارد و آزارش نرساند و فرمانبردارش باشد خوشبخت ورستگار است‏». (7)
به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض شد:«فلان شخص زن خوبى است.روزها روزه دارد و شبها عبادت میكند.لیكن بد اخلاق است‏همسایگانش را آزار میرساند».
فرمود:«هیچ خیر و خوبى ندارد.و از اهل دوزخ میباشد (8) ».

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 دی 1388    | توسط: نوید    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

توقعات بیجا

توقعات بیجا


امكانات مالى و درآمد همه افراد یكسان نیست.همه نمیتوانند دریك سطح زندگى كنند.هر خانواده‏اى باید حساب دخل و خرج خودشان‏را بكنند و بر طبق درآمدشان خرج كنند.انسان همه طور میتواند زندگى‏كند.عاقلانه نیست كه براى تهیه امور غیر ضرورى دست‏به قرض و نسیه‏بزند.
خانم محترم،تو كدبانوى خانه هستى،عاقل و فهمیده باش،حساب‏خرج و دخلتان را بكن. ببین چطور میتوانید خرج كنید كه آبرویتان محفوظبماند و همیشه پولدار باشید، عاقبت‏اندیش باش،چشم و همچشمیهاى‏بیجا را كنار بگذار،اگر فلان مد لباس را در تن خانمى دیدى و وضع‏اقتصادى شما اقتضاى خرید آنرا ندارد،شوهرت را به تهیه آن وادار نكن، اگر چیز لوكس و قشنگى را در منزل همسایه مشاهده نمودى به شوهرت‏اصرار نكن كه باید آنرا تهیه كنى،اگر فلان دوست‏یا خویش و قوم شماخانه‏اش را با فرشهاى زیبا و گرانقیمت و اسباب لوكس زینت كرده لازم‏نیست‏خودتان را بسختى بیندازید تا از او تقلید كنید،تو كه میدانى وضع‏اقتصادى و در آمد شما ایجاب نمیكند چرا شوهرت را به وام گرفتن و نسیه‏گرفتن و قسطى خریدن و كارهاى غیر مشروع وادار میكنى؟
آیا عقلائى است كه براى رقابت‏با دیگران از بانك وام بگیرید وفلان جنس غیر ضرورى و لوكس را بخرید و در خانه بگذارید،آیا صلاح‏است كه زندگى خودتان را بر وام گرفتن و نسیه كردن و قسطى خریدن‏پایه‏گذارى كنید و یك سرى اشیاء غیر ضرورى را در خانه جمع‏آورى‏نمائید.
آیا بهتر نیست قدرى صبر كنید تا اوضاع مالى شما بهتر شود؟هرماه مقدارى از درآمدتان را پس‏انداز كنید،وقتى وضع اقتصادى شما خوب‏شد و توانستید جنس مورد نظرتان را تهیه نمائید با پول نقد آنرا خریدارى‏كنید.
بیشتر این رقابتها و ولخرجیها از خانمهاى نادان و خودخواه‏سرچشمه میگیرد.با دیدن یك چیز لوكس فورا بهوس افتاده و سر به جان‏شوهر بیچاره گرفته كه باید آنرا تهیه كنى.به قدرى نق نق و پافشارى نموده‏كه ناچار میشود وام بگیرد یا قسطى بخرد و خودش را بیچاره كند و همیشه‏قرضدار باشد.
گاهى ناچار میشود زندگى زناشویى را بر هم بزند و زن‏خودخواهش را طلاق بدهد تا از شر تقاضاهاى بیجا و سرزنشها وزخمزبانهاى او خلاص شود یا خودكشى كند تا از این زندگى پر از ایراد وبهانه نجات پیدا كند.به داستانهاى زیر توجه فرمائید:
«مردى در دادگاه میگفت:مدتى است زنم به واسطه القاآت زن‏همسایه پایش را توى یك كفش كرده كه باید یا برایش تلویزیون بخرم یاطلاقش بدهم.در ماه فقط 300 تومان حقوق میگیرم،صد تومانش اجاره‏خانه است‏با دویست تومان دیگر باید یكماه تمام مخارج خانواده سه نفریمان را تامین كنم،كجا میتوانم تلویزیون بخرم؟ (9) ».
مردى در دادگاه میگوید:«خانم دلش لباسهاى آخرین مدل‏میخواهد.خانم میخواهد خودش را عین یك زن مرد پولدار در بیاورد،آخربه خدا به دین به مذهب تمام حقوق من 900 تومان است،300 تومان آنراكرایه خانه میدهم.شما بگوئید من با 600 تومان شام و ناهار تهیه كنم یابراى خانم پوستیژ و كفش و كلاه بخرم؟»در آخر به مادر زنش میگوید:دختر مال شما.چشم، طلاقش میدهم ودور هر چه زن است‏خط میكشم (10) ».
مردى كه خودكشى كرده بود وقتى بهوش آمد گفت:«من شاگردراننده‏ام،سه سال است ازدواج كرده‏ام،زنم توقعات خارج از حد دارد،چون نمیتوانم توقعاتش را برآورده كنم مرتبا مرا سرزنش میكند،سرزنشهاى او بالاخره مرا بستوه آورد و تصمیم بخودكشى گرفتم (11) ».
زنى به شوهرش میگوید:«یا سیگار خارجى بكش یا طلاقم بده (12) ».
اینگونه زنها اصلا معنا و هدف ازدواج را درك نكرده‏اند.
زناشویى را یك نوع برده‏گیرى تصور نموده‏اند.بدین منظور شوهركرده‏اند كه به خواسته‏ها و هوسهاى كودكانه خویش جامه عمل بپوشند.
شوهرى را میخواهند كه مانند یك نوكر بى‏اجر و مزد بلكه یك اسیربرایشان زحمت‏بكشد و حاصل دسترنج‏خویش را دو دستى تقدیم خانم كند تا در راه بلند پروازیها و هوسهاى خام خویش به مصرف برساند.
كاش باین مقدار قناعت میكردند و توقعات بیش از حد نداشتند.
گاهى توقعاتشان به قدرى زیاد است كه مجموع درآمد شوهر كفایت‏نمیكند،اصولا كارى با درآمد شوهر ندارند،چیزى را كه هوس كردندحتما باید تهیه شود،هر چه بشود بشود،گر چه شوهر ورشكست‏شود یادست‏بكارهاى غیر مشروع بزند،خانم خواسته و باید تهیه شود.
یكى از عوامل بزرگ ورشكست مردها همین توقعات بیجاى‏خانمها و چشم و همچشمیهاست، سرزنشها و نق نق‏هاى زن است كه مردرا به كارهاى غیر مشروع وادار میكند،اینگونه زنهاى از خود راضى وخودخواه ننگ بانوان بشمار میروند.گیرم با این توقعات و ایرادها طلاق‏گرفتى آنوقت كارت اصلاح میشود،نه،مطمئن باش هرگز بآرزوهایت‏نخواهى رسید،میروى در خانه سر بار پدر و مادرت خواهى شد و تا آخرعمر باید از نعمت انس و محبت و بچه‏دارى محروم شوى،خیال میكنى‏مردها براى خواستگارى تو صف كشیده‏اند،نه،چنین نیست، زنهائیكه‏طلاق میگیرند كمتر شانس ازدواج دارند،بر فرض اینكه شوهر دیگرى‏پیدا كردى از كجا كه بهتر از شوهر اولت‏باشد؟
آیا بهتر نیست عاقبت‏اندیش باشى؟حساب دخل و خرجتان رابكنید و به مقدار درآمدتان خرج كنید؟مگر خوشى و آسایش فقط با كفش‏و لباس و تلویزیون و یخچال فراهم میشود؟به جاى این بلند پروازیها وهوسهاى خام به زندگى و خانه‏دارى و شوهردارى بكوش.با اظهار مهر ومحبت محیط خانه را با صفا و نورانى كن.با زندگى دیگران كارى نداشته‏باش.بر طبق درآمدتان خرج كنید.و از نعمت انس و محبت لذت ببر،با شوهر و فرزندانت‏بگویید و بخندید، در مخارج روزانه صرفه‏جویى كن،تااوضاع مالى شما بهتر شود و زندگى آبرومندى پیدا كنید، شاید در آینده‏بتوانى به خواسته‏هاى خودت برسى،حتى اگر شوهرت ولخرج است وبیش از توانایى خویش خرج میكند جلوش را بگیر،نگذار براى خریداشیاء غیر ضرورى وام بگیرد یا قسطى بخرد،زندگى شما مشترك است،هر چه او داشته باشد در واقع مال شما است،نترس نه ثروتش را بدیگرى‏میدهد نه در خانه دیگرى صرف میكند،به جاى خرید اشیاء تجملى و غیرلازم وسائل ضرورى منزل را تهیه كنید،براى حوادث و پیش‏آمدها كه‏خواه ناخواه براى همه كس اتفاق میافتد پس‏انداز داشته باشید.
پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله فرمود:«هر زنیكه با شوهرش‏سازگار نباشد و او را بر چیزهائیكه فوق توانایى اوست وادار كند اعمالش‏مورد قبول خدا واقع نمیشود و در قیامت مورد غضب پروردگار جهان قرارمیگیرد (13) ».
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:هر زنیكه با شوهرش‏ناسازگارى كند و به آنچه از جانب خدا رسیده قناعت ننماید و بر شوهرش‏سختگیرى كند و بیش از حد توانایى خواهش كند اعمالش قبول نمیشود وخدا بر او خشمناك خواهد بود (14) ».
پیغمبر اسلام فرمود:«بعد از ایمان به خدا نعمتى بالاتر از همسرموافق و سازگار نیست (15) ».

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 دی 1388    | توسط: نوید    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

شوهرت را دلدارى بده

شوهرت را دلدارى بده


دشوارى زندگى بر دوش مرد است.مخارج خانواده را بهر طورشده باید تامین كند،در خارج منزل با صدها مشكل مواجه میشود،ممكن‏است مورد توهین یا توبیخ رئیس قرار بگیرد، ممكن است‏با اذیت وكارشكنى همكارانش برخورد كند،ممكن است مطالباتش را نتواند وصول‏كند،ممكن است محل چك و سفته‏هایش را نتواند تامین كند،ممكن است‏به كسادى بازار و عدم درآمد برخورد نموده باشد،ممكن است‏شغل‏مناسبى پیدا نكند،گرفتاریهاى مرد یكى دو تا نیست،در زندگى روزمره باصدها از این قبیل حوادث برخورد میكند،آنهم نه یك مرتبه و دو مرتبه‏بلكه دائما و پیوسته،كمتر اتفاق میافتد روزیكه ناراحتى تازه‏اى نداشته‏باشد، بیخود نیست كه عمر مردها غالبا كوتاهتر از زنهاست.آخر اعصاب‏یكنفر چقدر میتواند حوادث و ناراحتى‏ها را تحمل كند!
انسان در اینگونه مواقع احتیاج شدیدى دارد به شخص دلسوزمهربانیكه دلداریش بدهد و روح و اعصابش را تقویت كند.
خانم گرامى،شوهر شما دلسوز ندارد،احساس غربت و تنهایى‏میكند،از مشكلات فرار نموده به محیط خانه و شما پناه میآورد،به‏دلجوییهاى تو نیازمند است،اگر با روى درهم كشیده و اوقات تلخ واردمنزل شد و آثار ناراحتى را در چهره‏اش مشاهده نمودى سلام و تعارف تواز همه روزه گرمتر باشد،اسباب استراحت و غذا و چاى او را زود فراهم‏كن،درباره موضوعات دیگر اصلا صحبت نكن،ایراد نگیر،تقاضا نكن،از گرفتاریهاى خودت شكایت و درد دل نكن، بگذار خوب استراحت كند، اگر گرسنه است‏سیر شود،اگر سرما خورده گرم شود،اگر گرما خورده‏خنك شود،آنگاه كه از خستگى در آمد و اعصابش راحت‏شد با زبان‏خوش سبب ناراحتى‏اش را بپرس اگر دیدى باز هم میل نداردصحبت كند اصرار نكن،اما اگر شروع به درد دل كرد خوب گوش‏بده،تمام حواست پیش او باشد،از خنده بیجا جدا اجتناب كن،بلكه از شنیدن عوامل ناراحتى او اظهار تاسف كن،طورى وانمودكن كه بیش از خودش از عوامل گرفتارى او اندوهگین هستى،با اظهار محبت و دلسوزى زخمهاى دلش را مرهم‏بگذار،با نرمى و ملایمت دلداریش بده،موضوع را در نظرش كوچك وبى‏اهمیت جلوه بده،او را در قبال حل مشكل تشجیع كن.بگو:اینگونه‏حوادث از لوازم لا ینفك زندگى است و براى همه كس اتفاق میافتد،چندان مهم نیست،انسان میتواند با نیروى صبر و استقامت‏بر مشكلات‏پیروز گردد،اما به شرط اینكه خودش را نبازد،اصولا مردانگى وشخصیت انسان در اینگونه موارد ظاهر میشود،غصه نخور،صبر و كوشش‏كن تا مشكل حل شود،اگر احتیاجى به راهنمایى دارد و راهى به نظرت‏میرسد پیش پایش بگذار و اگر راه صحیحى به نظرت نرسید پیشنهاد كن‏با یكى از دوستان یا خویشان عاقل و خیر خواه مشورت كند.
خانم محترم،شوهرت در مواقع گرفتارى به مهربانیها و دلجوییهاى‏تو نیازمند است.باید بداد او برسى و مانند یك پرستار مهربان بلكه یك‏روانپزشك دلسوز از او دلجویى كنى،از این بالاتر بگویم،باید شخصیت‏خویش را باثبات رسانى و شوهردارى كنى،آرى پرستار و روانپزشك‏كجا میتوانند مانند یك بانوى فداكار شوهردارى كنند؟غافلى كه مهربانیهاو دلداریهاى تو چه اثر معجز نمایى در روح شوهرت میگذارد!دل واعصابش را آرام میكند،به زندگى دلگرم میشود، براى مبارزه با مشكلات‏آماده میگردد،مى‏فهمد كه در این جهان تنها و بیكس نیست،به وفا وصمیمیت تو اطمینان پیدا میكند،دوستدار و عاشق تو و اخلاقت میشود،پیمان زناشویى شما استوار و محكم میگردد.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:«در دنیا چیزى بهتر از همسرشایسته وجود ندارد.زنیكه شوهرش از دیدار او مسرور و شاد گردد (16) ».
حضرت رضا علیه السلام فرمود:«یك دسته زنها آنهایى هستند كه‏زیاد بچه‏دار میشوند، مهربان و با عاطفه هستند،در سختیها و پیش آمدهاى‏روزگار،در امور دنیا و آخرت پشتیبان شوهرشان هستند،بزیان او كارنمیكنند و گرفتاریهایش را زیاده نمیگردانند (17) ».

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 دی 1388    | توسط: نوید    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

سپاسگزار باش

سپاسگزار باش


پول پیدا كردن كار آسانى نیست،هزاران زحمت و دردسر دارد،انسان مال را براى رفاه و آسایش خویش میخواهد و ذاتا بدان علاقه‏منداست،اگر به كسى احسان كرد و مالى را كه به ریشه جانش بسته است دراختیار او قرار داد انتظار دارد قدردانى كند،اگر مورد سپاسگزارى قرارگرفت تشویق میشود،به احسان و نیكوكارى راغب میگردد،نه تنها نسبت‏باین شخص احسان بیشترى خواهد كرد بلكه به مطلق نیكى علاقه‏مندمیگردد،به حدیكه ممكن است كم كم به صورت یك عادت ثانوى و یك خوى طبیعى تبدیل شود و مشتاق احسان و كار خیر گردد،اما اگر قدرش رانشناختند و احسانش را نادیده گرفتند به كار خیر بى‏رغبت میشود، پیش‏خود میگوید:حیف نیست كه به این مردم نمك نشناس احسان كنم و اموالم‏را در اختیارشان بگذارم؟حق شناسى و شكرگزارى یكى از اخلاق‏پسندیده است،و بزرگترین رمز جلب احسان میباشد،حتى خداوند بزرگ‏هم كه نیازى به دیگران ندارد سپاسگزارى از نعمتهایش را شرط ادامه‏نعمت‏شمرده میفرماید:«اگر سپاسگزارى كنید نعمتهایم را افزون میكنم (1) ».
خانم محترم،شوهر شما نیز یك بشر عادى است،از قدردانى‏خوشش میآید،هزینه زندگى را تامین میكند،حاصل دسترنج‏خویش را درطبق اخلاص نهاده رایگان تقدیم شما میكند،این عمل را یك وظیفه‏اخلاقى و شرعى محسوب میدارد،و از انجام دادن آن لذت مى‏برد،لیكن ازشما انتظار دارد كه وجودش را مغتنم شمرده از كارهایش قدردانى كنید،هر گاه اسباب و لوازم زندگى را خریدارى نموده به منزل آورد اظهار سرورو خوشحالى نمایید،و سپاسگزارى كنید،هر گاه براى تو یا فرزندانت‏كفش و لباس یا چیز دیگرى آورد فورا از دستش بگیر و اظهار خورسندى‏كن،چه مانع دارد بگویى:متشكرم؟اگر میوه و شیرینى یا چیز دیگرى به‏خانه آورد زود از دستش بگیر و در جاى خود بگذار،اگر بیمار شدى وبراى معالجه‏ات كوشش كرد تا شفا یافتى تشكر كن،اگر ترا به تفریح ومسافرت برد سپاسگزارى كن.اگر پول توجیبى گرفتى قدردانى كن،مواظب باش كارهایش را كوچك مشمارى،بى‏اعتنائى و مذمت نكنى،نادیده نگیرى،اگر كارهایش را مورد توجه قرار داده تشكر كردى احساس غرور و شخصیت میكند،به زندگى و خرج كردن تشویق میشود،باز هم‏سعى میكند توجه شما را بسوى خویش جلب كند و به وسیله احسان دلتان‏را بدست آورد،اما اگر كارهایش را كوچك شمردى و به نظر بى‏اعتنائى‏نگاه كردى دلسرد میشود،پیش خود میگوید:حیف نیست زحمت‏بكشم وحاصل دسترنجم را خرج افراد نمك نشناسى كنم كه قدرم را نمیدانند واحسانهایم را كوچك میشمارند،رفته رفته به خانه و زندگى بى‏علاقه‏میگردد،تا بتواند از زیر بار خرج كردن شانه خالى میكند،به كسب و كاربى‏رغبت میشود،ممكن است‏به فكر خوشگذرانى بیفتد،اموالش را خرج‏دیگران كند،مرد بیچاره بیك تعریف خالى و تشكر مفت و مجانى دلخوش‏است از این هم دریغ دارید؟!
اگر یكى از خویشان یا دوستان یك جفت جوراب بى‏ارزش یادسته گل بى‏قابلیت‏بشما تقدیم نمود صدها مرسى متشكرم را نثارش میكنیدلیكن احسانهاى دائمى شوهرتان را به روى مبارك نیاورده از یك اظهارتشكر بى‏مایه هم دریغ میكنید؟!
راه و رسم شوهردارى چنین نیست.اصلا منافع شخصى خودتان‏را تشخیص نمیدهید،تكبر و خودخواهى بلاى بزرگى است،گمان میكنیداگر تشكر كنید كوچك میشوید در صورتى كه بر محبوبیت‏شما افزوده‏میشود،حق شناس و با ادب شناخته میشود.
امام صادق علیه السلام فرمود:«بهترین زنهاى شما زنى است كه‏وقتى شوهرش چیزى آورد سپاسگزارى كند و اگر نیاورد راضى باشد (2) ».
حضرت صادق علیه السلام فرمود:«هر زنى كه به شوهرش بگوید:
از تو خیرى ندیدم تمام اعمالش باطل و از درجه اعتبار ساقط میگردد. (3) »
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:«كسى كه از احسان مردم‏قدردانى نكند شكر خداى را نیز بجاى نمیآورد (4) ».

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 دی 1388    | توسط: نوید    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^